سوال جنگی
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
شنبه ، 9 مرداد 1389 ، 08:19

حالا که دور دور جایزه بگیری، مسابقه و این حرف هاست، خب مگر ما بلد نیستیم مسابقه برگزار کنیم؟!
برای آن که سریع تر به پاسخ سوالات زیر برسید، کافیست نامه امام خمینی (ره) درباره پذیرش قطعنامه 598 که سه سال پیش آقای هاشمی رفسنجانی بعد 18 سال منتشر کرد، یک بار دیگر مطالعه کنید.
بقیه پاسخ ها را هم فقط با کمی دقت می توانید حدس بزنید.


جایزه این مسابقه برای همه شرکت کنندگان:
- زیارت رایگان مزار شهدای گمنام و مفقود در گلزار شهدای سراسر کشور.
- بوسه بر قدوم پاک پدران و مادران بزرگواری که جگر گوشه های خویش را خالصانه در راه اسلام فدا کردند.
آنان که نه دنبال منافع مادی، پست و مقام و ... بودند و از خدایشان بود که برای یافتن پاره دل خویش، رمل های پر از مین و سیم خاردار فکه را با دست خویش بکاوند. نه مثل بعضی مدعیان، مخفیانه برای زیارت فرزند ناخلفشان، به فرانسه و کاستاریکا بروند و ...
- و یکصد سلام و صلوات بر روح پاک و مطهر شهدای گمنام و امام شهیدان.


1 - چه کسی در ماه های آخر سال 1366 با توجه به کم کاری برخی مسئولین، فرمود:
"به زودی خداوند 2 نعمت را از ما خواهد گرفت، نعمت جهاد و نعمت شهادت."

امام خمینی (ره)
حضرت آیت الله خامنه ای
شهید آیت الله بهشتی
استاد شهید مطهری


2 - چه کسی پس از آزادی خرمشهر، بدون اطلاع امام، نیروهای ایرانی را به لبنان فرستاد که منجر به اسارت 4 گروگان ایرانی بخصوص حاج "احمد متوسلیان" شد و امام دستور بازگشت نیروها را داد و فرمود: "راه قدس از کربلا می گذرد"؟
هر سه
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی


3 - چه کسی با وجود عدم رضایت امام نسبت به حضور او در خط مقدم جبهه های نبرد، همواره با کسب اجازه از امام، در کنار رزمندگان اسلام و با حضور خود در سنگرها، گرمی بخش محفل و تقویت روحیه آنان می شد؟
حضرت آیت الله خامنه ای
مرحوم سید احمد خمینی
سید حسن خمینی
هر سه


4 - پسر چه کسی در سال های جنگ، در سوئیس درس می خواند و مهندسی گرفت و امروز پدرش می گوید: "فرزندم جانباز شیمیایی است."
هاشمی رفسنجانی
مهدی کروبی
محسن رضایی
هر سه


5 - پسر چه کسی به آمریکا گریخت و اسناد و اطلاعات مملکت را به سازمان سیا داد ولی با تلاش پدر خود، محترمانه به ایران بازگشت، در محرمانه ترین پست مشغول به کار شد و همه آن چه را از او خواسته بودند، برداشت و دوباره به آغوش اربابانش گریخت؟
محسن رضایی
هاشمی رفسنجانی
مهدی کروبی
هر سه


6 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، یکی از مسئولین عالی رتبه مملکتی، خطاب به او و همقطارانش فرمود:
"اگر یک مو از تن صدام در تن شما بود، جنگ را چند باره برده بودیم."

محسن رضایی
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
هر سه


7 – "صدام یزید کافر"، در ماه های آخر جنگ، در نامه هایش چه کسی را "برادر عزیز" خطاب کرد؟
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی
هر سه


8 - چه کسی در برابر فرموده امام که با شنیدن ورود ناوهای آمریکا به منطقه فرمود: "اگر من جای شما بودم، با آر.پی.جی اولین ناو آمریکا را می زدم"
پاهایش لرزید، تته پته کرد و گفت: "یعنی شما می گویید ما این کار را بکنیم؟"
که امام فرمود: "نخیر. گفتم اگر من جای شما بودم این کار را می کردم."
و آنها هم از خدا خواسته، نفس راحتی کشیدند و این کار را انجام ندادند؟

محسن رضایی
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
هر سه


9 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، برای امام نامه نوشت و مدعی شد: "مردم خسته شده اند و دیگر به جبهه نمی روند."
ولی با آغاز عملیات مرصاد و حضور عظیم مردم در جبهه ها، امام فرمود: "اگر می دانستم این همه نیرو به جبهه می رود، قطعنامه را نمی پذیرفتم."
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی
هر سه


10 - چه کسی در ماه های آخر جنگ، برای امام نامه نوشت و مدعی شد که بودجه مملکت به زیر صفر رسیده است، تا دستی در پر کردن جام زهر قطعنامه 598  داشته باشد؟
میر حسین موسوی
هاشمی رفسنجانی
محسن رضایی
هر سه



11 - چه کسی برای امام نامه نوشت و مدعی شد "تا 5 سال آینده هیچ پیروزی ای نخواهیم داشت و ..." که نامه اش منجر به زهرنامه 598 شد؟
محسن رضایی
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
هر سه


12 - چه کسی با نوشتن نامه ای برای امام، زمینه های تحمیل قطعنامه 598 را آماده کرد، ولی در آخر نامه خود مدعی شد: "با همه اینها، من معتقدم که هنوز هم باید جنگید" که امام در جوابش گفت: "این شعاری بیش نیست."
محسن رضایی
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
هر سه


13 - فرزندان کدامیک از این حضرات، در جبهه مفقود الاثر شده و مادرش همچنان چشم انتظار بازگشت جگر گوشه اش است؟
هیچکدام
هاشمی رفسنجانی
مهدی کروبی
محسن رضایی


14 - فرزند کدامیک از گزینه های زیر، در جنگ شیمیایی شده ولی بنیاد شهید او را جانباز محسوب نکرد و سرانجام بر اثر عوارض گازهای شیمیایی شهید شد و حضرات بعد از مرگش برای او پرونده شهادت تشکیل دادند؟
هیچکدام
هاشمی رفسنجانی
مهدی کروبی
محسن رضایی


15 - فرزند چه کسی به بهانه حضور در جبهه، به ادعای این که "حق من است" بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، بنیاد مستضعفان و ... را غارت کرد و همچنان مشغول است؟
مهدی کروبی
هاشمی رفسنجانی
محسن رضایی
هر سه


16 - چه کسی در سال های جنگ، در بنیاد شهید، برای همسران شهدا "زندان زنان" برپا کرد و به اذیت و آزار آنان مشغول بود؟
مهدی کروبی
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
هر سه


17 - فرزند کدامیک از حضرات، حافظ یا قاری و یا مانوس با قرآن است؟
هیچکدام
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی


18 - فرزندان چه کسی از رانت پدر خود استفاده کرده و از همان زمان جنگ، به تجارت و سیاحت و ... در داخل و خارج از کشور مشغول بوده و هستند؟
هر سه
هاشمی رفسنجانی
مهدی کروبی
محسن رضایی


19 - چه کسی با گذشت دو سه سال از پایان جنگ، تصمیم گرفت به تقلید از صدام، یک روز را به عنوان "روز مفقودین" اعلام کند و جست وجو وکشف شهدای مفقود را متوقف کند و مادران را همچنان چشم انتظار جگر گوشه هایشان بگذارد؟
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی
هر سه


20 - چه کسی در برابر تفحص و کشف پیکر شهدا و تشییع آنان در شهرها، گفت: "جلوی این کاروان های مرگ را بگیرید"؟
هاشمی رفسنجانی
میر حسین موسوی
محسن رضایی
هر سه

 
بخشی از اخبار
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
يكشنبه ، 3 مرداد 1389 ، 10:21
ر

(1)موتور جستجوی اسلامی تقوی در راه است


 


موتور جستجوی جدیدی به نام Taqwa.me یا همان تقوی برای رفع نیاز کاربران مسلمان و افرادی که به دنبال جستجوی محتوای مربوط به دین اسلام هستند به طور رسمی تا دو هفته دیگر راه اندازی خواهد شد.


 


 


 


(2)رئیس دانشگاه پیام‌نور گفت :


دولت سرانه دانشجویان پیام‌نور را یک چهارم دانشجویان دولتی کند


 


 


 


(3) رئیس‌جمهور رمزگشایی کرد؛


طرح فوق سری دشمن برای تحرکات نظامی در منطقه


 


دشمنان یک طراحی جنگ روانی و شیطنت علیه جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند و با برخی نیز در داخل هماهنگ کرده‌اند که فضای سنگینی را به قول خودشان علیه ما در دنیا ایجاد کنند، ‌فشار بیاورند، فشار را به اوج برسانند و در اوج این فشارها به یکی دو کشور خاورمیانه که دوست ما هستند با کمک صهیونیست‌ها حمله نظامی بکنند تا به خیال خودشان یک توقف و ضعفی را در اراده ملت ایران ایجاد کنند.


وی گفت: این سناریویی است که رئیس‌جمهور روسیه در جمع سفرای این کشور کلید زد که گفت ایران تا دو سال دیگر به بمب اتم دست پیدا می‌کند.


رئیس‌جمهور گفت: ملت ایران و ملت روسیه


 


(4)ختم عروسی با شعار های مردمی


به گزارش«جوان آنلاین»،چهارشنبه شب  عناصر اصلی جریان اصلاحات و فتنه به مراسم عروسی یکی ازمسئولین سابق یکی از نهادها واقع در سالن عتیق در جماران رفته اند.


دراین مراسم که سید محمد خاتمی،مهدی کروبی، موسوی خوئینی ها،موسوی لاری،محتشمی پور،بجنوردی و ... حضور داشته اند،جمعی از مردم با آگاهی از گردهمایی این افراد ،دقایقی در مقابل این سالن تجمع نموده و  علیه مهدی کروبی و دیگر سران فتنه شعارهایی نظیر"جماران جای منافقین نیست"و... سر دادند.

 
میلاد مهدی موعود مبارک
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
يكشنبه ، 3 مرداد 1389 ، 10:15

  جنبش وبلاگی


 


میلاد مهدی موعود مبارک .


 


فروغ تابان ولایت - ویژه نامه ولادت امام زمان عج

 
اخبار
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
جمعه ، 1 مرداد 1389 ، 11:06

سیدحسن نصرالله: رای دادگاه حریری توطئه جدید علیه مقاومت لبنان است


سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان دیشب در سخنانی که به طور زنده از شبکه های مختلف خبری پخش شد، درباره صدور رای دادگاه ترور رفیق حریری گفت : همه شواهد موجود حاکی است رای اولیه دادگاه ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان در سال 2008 و با توجه به شرایط سیاسی نوشته شده  و این توطئه جدیدی است که این بار به طور مستقیم مقاومت را هدف قرار داده است. 


 


 


سفر عفت مرعشی و دخترش به دوبی برای دیدار با مهدی هاشمی


عفت مرعشی همسر آقای هاشمی رفسنجانی و فاطمه هاشمی دخترش برای ملاقات با مهدی هاشمی به دوبی سفر کردند

 
به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر(ع)
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
جمعه ، 1 مرداد 1389 ، 11:00

دوست داشتم در باب جوان و جوانی بنویسم اما انگار دلم راضی نمی شد . چندین صفحه نوشتم و خط زدم . جمله ها را دست کاری کردم ، پاراگراف ها را کوتاه و بلند کردم اما باز هم نشد .




 

دلم بهانه داشت ، می دانی بهانه اش چه بود ؟




 

یک مرداد مصادف است با روز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و دقیقا یک روز قبل از آن سالگرد یکی از بیانات مهم امام خمینی بعد از پذیرش قطعنامه 598 است .




 

هر چه کردم نتوانستم متنی را بنویسم و فقط با بغض چند بار بیانات زیر را از امام خواندم .




 

"فرزندان انقلاب ام ، توجه کنید که امروز روز حضور گسترده در جبهه هاست . فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است . خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید . بر دشمنان غدار رحم جایز نیست . و این ها تمام حرف هایشان یک فریب است . ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین المللی نیست . و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان را در جبهه ها خواهیم داد " صحیفه نور ، ج21 ، صفحه101 . پیام امام خمینی چهار روز بعد از پذیرش قطعنامه598

 
دلنوشته خبرنگار ايرنا از بوسه شهداي انفجار زاهدان
نوشته شده توسط کانون دفاع مقدس   
چهارشنبه ، 30 تیر 1389 ، 09:47
توصيه مي کنم حتما اين متن را بخوانيد .

 

چگونه پروازتان را باور کنم، دقايقي پيش از پرواز در کنار من بوديد، در جمعتان بودم اما اين افتخار نصيب شما شد و من از قافله پرواز جا ماندم، شايد به اين دليل که مظلوميت تان را به جهانيان نشان دهيم و شقاوت دشمنان خدا و رسولش را پيام رسان باشيم. 


 

 


 


 




 

باشنيدن صداي انفجار نخست، در حالي که در مسير راه مسجد جامع براي شرکت در مراسم ميلاد ثارالله و دعاي کميل بودم، سريعتر خودم را به مسجد رساندم.
مقابل در مسجد تعدادي از ماموران امنيتي و انتظامي و جوانان زنجيروار صف کشيده بودند تا از ورود مردم به داخل راهروي ورودي مسجد جلوگيري کنند، آخر هنوز تکه هاي بدن شهدا و بوي دود و خون در اطراف و روي زمين و در و ديوارها پراکنده بود.
خواستم همراه عکاسمان براي تهيه خبر و گزارش وارد شويم، مانع شدند، با ناراحتي گفتم بايد براي به تصوير کشيدن اين جنايت عکس و خبر تهيه کنيم.
"عارف شهرکي" يکي از لاله هاي پر پر شده، قبل از شهادتش مرا در آغوش گرفت، بوسيد و گفت: بگذار تکه هاي جنازه ها را جمع کنيم بعد وارد شويد تا خداي ناکرده روي تکه هاي بدن مطهر شهدا پا گذاشته نشود.
گفتم: عارف جان من هم مي خواهم در جمع کردن همين گل هاي پر پر شده سهمي داشته باشم.
لاله ديگري که در کنارم ايستاده بود، گفت: اين قدر بي تابي نکن، جنازه ها و تکه هاي بدن شهدا را از ميان نرده هاي در مسجد نگاه کن....
اشک از چشم هايمان جاري شده بود، هر دو با هم گريستيم، او گفت: بيا تا از در ديگر مسجد وارد شويم و تو خبر و گزارشت را تهيه کن و من نيز در جمع کردن لاله هاي پر پر شده کمک کنم.
نمي دانست که خود نيز ثانيه هايي ديگر پرپر مي شود.
مردم بويژه جوانان زيادي مقابل مسجد تجمع کرده بودند تا شايد هر چند کمک کوچکي باشند براي انتقال مجروحان احتمالي انفجار نخست....
به همراه دوستي که نمي شناختم و لحظه اي پيش با او آشنا شدم براي رفتن از در ديگر مسجد از پله ها پايين آمديم (در ورودي اصلي مسجد داراي چهار پله است)، پا در پياده رو گذاشتيم، دوست جديدم، جلوتر از من حرکت مي کرد، ناگهان صداي انفجار مهيبي در سه قدمي روبرويمان به وقوع پيوست و هر کدام از جوانان عاشق به گوشه اي پرتاب شدند.
تکه پاي شهيدي به شانه ام خورد و با موج انفجار به گشوه اي پرتاب شدم.
دوست جديدم که هنوز اسمش را نپرسيده بودم، روي زمين افتاده بود و روحش به همراه ديگر پرستوهاي عاشق به آسمان ها پر کشيده بود.
باورم نمي شد، چگونه باور کنم، اکنون با من بود، انگار پرواز روحش را مي ديدم...
محشر کبرا و صحراي کربلا را در مقابلم مي ديدم.
جنازه هاي تکه تکه شده، مجروحاني با سرو صورت خونين و برخي نيز بدون دست و پا و چشم....
صدا و موج انفجار براي لحظاتي گيجم کرده بود، به خود آمدم، فراموش کردم که براي تهيه خبر و گزارش آمده ام، امدادگر شدم، همراه ساير مردم مجروحان را از ميان تکه هاي بدن شهدا جدا مي کرديم و به آمبولانس ها مي رسانديم.
ناگهان چشمم به عارف افتاد، صدايش کردم، از قسمت دست و سر مجروح شده بود، هر چه صدا زدم عارف جان چند لحظه پيش در آغوشم گرفتي و بوسيديم، مي خواهم يک بار ديگر صدايت را بشنوم.... عارف حرفي نمي زد و تکان هم نمي خورد، فورا او را به آمبولانس رساندم.
اميد داشتم تا ساعتي ديگر که به بيمارستان مي روم عارف را ببينم....
به هر سو نگاه مي کردم جنازه شهيدي افتاده بود، خاطره حادثه انفجار تروريستي مسجد علي ابن ابيطالب (ع) زاهدان برايم تداعي شد، يادم آمد به همکار عکاسم، در ميان جنازه ها و مجروحان به دنبالش مي گشتم، آخر هر دوي مان سابقه حضور در ميان مجروحان و جنازه ها و تکه هاي بدن شهداي مسجد علي بن ابيطالب (ع) را داريم، فرياد مي زدم "حسين، حسين".
ديديم در حال عکس گرفتن از جنازه شهيدي است.
او را در آغوش گرفتم، مي خواست به کمک مجروحان برود، گفتم: تو عکس بگير بايد عمق اين جنايت را ثبت کني تا جهانيان شقاوت و بي رحمي دشمنان اسلام و انسانيت را ببينند.
ناگهان در ميان مجروحان يکي از همکاران ديگرم را ديدم، او را به آمبولانس رساندم و به جمع کردن پيکر پاک شهدا مشغول شديم.
جمعيت زيادي مقابل بيمارستان خاتم الانبيا (ص) تجمع کرده بودند.
پدران، مادران، همسران، خواهران و برادراني که عزيزانشان براي شرکت در مراسم به مسجد جامع رفته بودند در مقابل بيمارستان سراغ عزيزشان را مي گرفتند.
بيمارستان قيامتي بود، هر گوشه مجروحي روي تخت و زمين خوابيده بود، ناله و فرياد زخمي ها از يک طرف، شيون و زاري زن و کودک و مرد از سوي ديگر قيامتي بر پا کرده بود.
همه کادر پزشکي و درماني آمده بودند، هر يک به سراغ مجروحي رفته بود، زخمي هاي بدحال و نيازمند عمل جراحي به اتاق هاي عمل هدايت مي شدند.
از دکتر فريبرز راشدي رئيس مرکز کنترل فوريت هاي پزشکي و اورژانس سووال کردم مجروحان به چند بيمارستان اعزام شدند، گفت: پنج بيمارستان "خاتم الانبيا، نبي اکرم، بوعلي، علي ابن ابيطالب و تامين اجتماعي" .
به هريک از بيمارستان ها رفتم با همين صحنه ها روبرو شدم، آه و ناله مجروحان و فغان و شيون مادران و دختران و همسران......
و اکنون امروز ( شنبه) در ميان جمعيت در حال بدرقه 24گل پرپر شده هستم، مردم سياه پوشيده اند، ناراحت و عصباني هستند و با تمام وجود شعار مي دهند " مرگ بر آمريکا، مرگ بر اسرائيل، مرگ بر تروريست......، عزاعزاست امروز روز عزاست امروز مهدي صاحب زمان صاحب عزاست امروز...."
قرار است 22گل پرپر شده در بهشت مصطفي زاهدان و دو گل ديگر نيز در زابل و کرمان به خاک سپرده شوند.
با دوستاني که دو شب پيش در کنارم بودند و همراه قافله رفتند و من را جا گذاشتند، وداع کردم و به خبرگزاري آمدم تا گزارشم را بنويسم، خدايا طاقت ندارم، مي خواهم برگردم و تا گلزار شهدا، کبوتران سبکبال را همراهي کنم.

 

ما شيرازي ها وقتي اين طور متن ها و وقايع را مي بينيم ياد شهداي خودمان در بمب گذاري حسينيه سيد شهداي شيراز مي افتيم  .
 
« شروع قبلی 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 بعدی انتها »

صفحه 1 از 24